pooyesh.babol

نشریه علمی پژوهشی اداره آموزش و پرورش شهرستان بابل

تأثير انگيزش در يادگيري و پيشرفت تحصيلي

كودكان و نوجوانان در طي دوران تحصيلي نسبت به خود و محيط اطراف نگرش مثبت و منفي بدست مي آورند كه اين مسئله به تجارب موفق و ناموفق آنان در دوران تحصيل بستگي دارد. آنها با پيشرفت در تحصيلات و افزايش ميزان يادگيري علاوه بر رشد علمي به سلامت رواني نيز دست مي يابند.
در صورت عدم موفقيت تحصيلي و فشار رواني ناشي از آن بهداشت رواني شان بر هم خورده و جامعه و خانواده متحمل خسارتهايي مي شوند.
پيشرفت در تحصيل و يادگيري نتيجه عوامل گوناگوني است كه يكي از مهمترين اين عوامل انگيزش است. انگيزش مهمترين شرط يادگيري است. تلاش براي افزايش انگيزش تحصيلي از اهميت بسزايي برخوردار است.
نداشتن انگيزه تحصيلي يكي از دلايل افت تحصيلي مي باشد. بي انگيزه بودن نسبت به تحصيل گذشته از افت تحصيلي منجر به نااميدي و دلسردي دانش آموز شده و زمينه را براي ايجاد مشكلات روحي و انحرافات اجتماعي فراهم مي كند. همچنين كاهش انگيزش تحصيلي زيانهاي علمي و فرهنگي و اقتصادي را متوجه جامعه و خانواده مي كند.
انگيزش چيزي است كه به ما انرژي مي دهد و فعاليتهاي ما را هدايت مي كند. انگيزش در واقع موتور حركت هر فردي است. انگيزش نيرويي است كه به فعاليتهاي ما جهت و شدت مي بخشد. هر قدر فعاليتهاي آموزشي همراه با انگيزه باشد بر انگيزنده تر خواهد بود و ميزان يادگيري افزايش مي يابد. اصطلاح انگيزش در مورد عاملي بكار مي رود كه دانش آموز و يا بطور كلي يادگيرنده را براي آموختن درس به تلاش و كوشش وامي دارد و به فعاليت او شكل و جهت مي دهد.
پژوهشگران در مورد انگيزش انسان به دو مقوله نظر دارند. انگيزه بيروني و انگيزه دروني. در انگيزه بيروني يك عامل خارجي فرد را به انجام كاري خاص برمي انگيزد. مثلا كودكي كه تكاليف مدرسه اش را بخوبي انجام مي دهد تا اجازه شركت در بازي فوتبال را داشته باشد. در اين مورد كودك كاري را بخوبي انجام مي دهد لكن انجام تكاليف بخاطر خود آن كار نبوده است بلكه تلاش او فقط جهت دستيابي به چيز ديگر است.
اما هنگاميكه انسان با انگيزه دروني كاري را به انجام مي رساند، صرفا آنرا براي خود آن مي خواهد و نتيجه اي جداگانه را نمي طلبد و حتي اگر از كار خود نتيجه مطلوبي هم نگيرد باز هم از اين كه آن را انجام داده است احساس پشيماني نمي كند. در مورد چنين كسي هرگز به تشويق نيازي نيست. انگيزش دروني يعني اينكه فرد فعاليتي را بخاطر خود آن عمل و نفس آن عمل انجام مي دهد و رضايت خود شخص عامل انجام آن فعاليت است.
در افرادبا انگيزش دروني فهميدن مطالب درسي، افزايش اطلاعات و يادگيري مطالب درسي (بطور فراموش نشدني) سبب غرور و افتخار مي گردد. زمانيكه افراد خود را با كفايت و خود مختار ادراك مي كنند مايلند داراي انگيزش دروني باشند.
انگيزش دروني به ايجاد احساس استقلال و تقويت اعتماد به نفس بيشتر دانش آموزان كمك مي كند و باعث مي شود تا فرد نسبت به يادگيريهاي خود كنترل بيشتري داشته باشد.
از نظر پرورشي انگيزش هم هدف و هم وسيله است. هدف انگيزش ايجاد علاقه در دانش آموز و دانشجو جهت كسب موضوعات علمي و اجتماعي، بعنوان وسيله، انگيزش يكي از پيش نيازهاي يادگيري محسوب مي گردد.
دانش آموزان و دانشجوياني داراي انگيزش پايين معمولا تكاليف خود را با جديت انجام نمي دهند، به توضيحات معلم توجه نمي كنند و بالاخره اينكه پيشرفت چنداني نصيب آنها نمي گردد. افرادي كه داراي سطح انگيزشي بالايي هستند تكاليف درسي خود را با دقت انجام مي دهند و به توضيحات معلم توجه مي كنند، پيشرفت خوبي هم نصيب آنها مي گردد. همچنين اين دسته از افراد مشتاقانه وظايفشان را ايفا مي كنند و در مقابل مشكلات مقاومت مي كنند.
انگيزش بر يادگيري تاثير مثبت و مستقيم دارد. انگيزش زياد به يادگيري زياد و انگيزش كم به يادگيري كم منجر مي شود.
يادگيرندگان علاقه مند به يك موضوع نسبت به يادگيرندگان كم علاقه موفقيت بيشتري را كسب مي كنند و اين موفقيت بيشتر سطح علاقه و انگيزش آنها را نسبت به آن موضوع و موضوعات مشابه آن افزايش مي دهد.
زماني كه دانش آموزان تصور مي كنند در يك تلاش موفق بوده اند آنها تشويق به يادگيري در آينده مي شوند. و برعكس زماني كه دانش آموزان در يك دوران با شكست همراه شده اند انگيزه آنها براي ادامه تلاش با مشكل روبرو مي شود.
دانش آموزان فاقد انگيزش بين رفتار تحصيلي خود و اتفاقات مدرسه هيچ گونه رابطه اي تشخيص نمي دهند.
چنانچه معلم در كلاس درس از آنها پرسشي سؤال كند و آنها پاسخ درست را بدهند اين موفقيت خود را به شانس و اقبال و يا به آساني سؤال نسبت مي دهند.
و چنانچه اگر در يك درس نمره ضعيفي گرفته باشند چنين استدلال مي كنند كه نمره ضعيف او ناشي از غرض ورزي معلم بوده است. بنابراين چنين افرادي شكست خود را به عوامل خارجي و غيرقابل كنترل نسبت مي دهند.
افراد داراي انگيزش پيشرفت بالا از كساني كه انگيزش سطح پايين دارند خود را تواناتر تصور مي كنند و بيش تر تكاليفي را انتخاب مي كنند كه از نظر دشواري در حد متوسط باشد و از تكاليف بسيار آسان و يا بسيار دشوار خودداري مي كنند. يعني تكاليفي كه اين افراد در آن حداكثر جديت را نشان مي دهند تكاليفي هستند كه انجام دادن آنها مستلزم قدري تقبل خطر است.
آنها با انجام دادن تكاليف بسيار آسان احساس غرور نمي كنند و تكاليف بسيار دشوار معمولا منجر به شكست مي شود. موفقيت آنها در يك تكليف دشوار از موفقيت در يك تكليف ساده غرور بيشتري را مي آفريند. اين گروه موفقيتها و شكستهاي خود را به شخص خود (كوشش و توانايي شخصي) نسبت مي دهند.
مشاركت و درگير كردن يادگيرنده در فعاليتهاي درسي، توجه به موضوعات و فعاليتهاي مورد علاقه دانش آموز، توجه به شايستگيها و مهارتهاي دانش آموز و استفاده از وسايل و روشهايي براي برانگيختن دانش آموز از جمله راههايي هستند كه مي توانند در ايجاد انگيزش در آنها موثر باشند.

"مریم جمشیدی"

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 23:45  توسط امیدبابانیا  |